کوچه آشتیکنان قسمت هفتم
صدای زنگ که میآید مهتاب خمیر کرپ را رها میکند. در خانه را تا انتها باز نکرده است که محسن آشفته و عجول وارد میشود. مهتاب قاشق خمیری به دست میپرسد: -پس الهه کو؟ -جر و بحثمان شد. بشین کارت دارم. مهتاب متعجب با دستش کاناپه سالن را نشان میدهد اما محسن روی یکی از…